ناصر الدين شاه قاجار

116

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

دعا كرديم . انشا الله مستجاب است . بعد رواق حضرت را گشتم ، خراب است . انشاء الله بايد تعمير شود . فرش ، قالى و نمد [ است ] گنبد مطهر بد است . بايد انشاء الله نو بشود . بعد رفتم دور حجرات صحن را گشتم ، شيخ عبد الحسين مرحوم [ 361 ] با پول ما تعمير كرده است . خوب ساخته است . اما ازاره « 1 » هاى كاشى بايد سنگ بشود ، انشاء الله . رطوبت زياد است ازاره‌ها ريخته ، مقبرهء خود شيخ هم در يكى از حجرات است . مقبرهء ميرزا موسى وزير طهران در ايوانى است بزرگ در سمت حجرات رو به جنوب ، شمعدان و چراغ [ و ] مستحفظ [ و ] قارى داشت . قبر معير الممالك مرحوم در رواق حضرت اطاق كوچك آينه‌كارى قشنگى است . قبر « ميرزا تقى خان امير » مرحوم ، ساعد الملك ، پسرش ميرزا حسن خان برادرش هر سه در حجره [ اى ] از رواق است . قبر محمد خان امير مرحوم ، محمد على ميرزا ، حاجى ميرزا آقاسى و . . . و . . . خيلى است در رواق ، قبر ميرزا آقا خان را نديدم . گفتند ، امروز به قتلگاه رفتيم . آن طرف حبيب بن مظاهر ، پله مىخورد خيلى گود [ است ] . اطاقى است كوچك آينه‌كارى نقاشى [ شده ] متولى دارد ؛ در توى آن گودى هم باز درى است ، دراز . بلند مىكنند مثل قلمدان . زمينى است ، گود در اين‌جا ، حضرت كه از اسب افتاده بودند ، در محل مدفن ، حالا زانو ، زانو ، تشريف به اين گودال آورده بودند . زير پاى حبيب بن مظاهر درى است بزرگ ، كه از رواق بازمىشود . حجره‌اى است كوچك ، قبر حاجى آقا يوسف آقا باشى آنجا بود . « شيخ كوره » حافظ قرآن ، روى قبر حاجى نشسته بود . مىگفت حاجى يوسف به من چيزى نداده است . من خودم اين‌جا بى خود قرآن مىخوانم . خلاصه برگشتيم . باز در صحن مىگشتيم ، سقاخانه [ اى ] مادر سلطان عبد المجيد خان ساخته است ، خادم داشت . قند داشت . شربت مىدادند . سقاخانه خوبى ساخته است . بعد از سقاخانه تكيه درويش هست . جاى خوبى بود . تالار بزرگى [ و ] تميزى بود . دراويش زيادى بود [ ند ] . بزرگى داشتند . بزرگان آنها را دده « 2 » مىگويند ، بكتاش هستند . طريقتشان به سلمان فارسى ، و جناب امير المؤمنين مىرسد ، مذهبشان سنى است . اما هيچ مذهبى ندارند . بجز خوردن [ و ] خوابيدن و تنبلى و مفتخورى ، چيز ديگر ندارند . هيچ مذهب ندارند . بعد سوار شده برگشتم

--> ( 1 ) . اصل : حضاره ( 2 ) . اصل : ده‌ده